Saturday, September 29, 2007

She said she's going to leave 360 :(

خب!

دو مرداد بود؟!؟ فکر کنم همين حدودا بود. زمان آخرين تحويل پروژه. رفتم بهش گفتم که: کارت دارم.

اومد.

گفتم راجع به حرفاي اون سري قبل...

دگرگون شد يکهو و گفت: بازم از اين حرفا؟!

- شايد بد گرفته باشي مطلب رو

- خب بگو..

- من راجع به پيشنهاد يک ازدواج صحبت کردم. راجع به دوستي نبود

- متاسفم!

و اين چنين شد که ما مرديم و زنده شديم و آخرش مونديم با کلي ضدحال!

دوباره قضيه به صورت رسمي مطرح شد. بعد يک هفته جواب باز هم نه بود. يعني اينطوري گفت که اصلاً تو اين باغها نيست.

خلاصه چنين شد که باز هم جواب نه رو گرفتيم و البته باز هم همچنان بي‌خيال نشديم. حالا وضعيت به اين صورته که چند روز پيش در صفحه‌اش روبست. يعني ديگه نمي‌شه کامنت گذاشت و بلاگش رو ديد! حالا هم که ديگه گفته مي‌خواد بره از اين 360! اي فغان......! کلي‌ غصه‌مون شد.

ديروز بابلسر بودم. اونايي که ياري داشتند رو مي‌ديدم و افسوس مي‌خوردم!

همه يار دارن و بي يار ماييم!

البته ناگفته نماند که يار ما مشخص است! او را با ما ياري نيست....

هفت مهر هشتاد و شش

No comments: